تبليغاتX
آموزش حرفه و فن
اموزش حرفه و فن

سن

نوع واكسن

سن

نوع واكسن

بدو تولد

ب‌ ث ژ، فلج اطفال بدو تولد هپاتيت ب 1

9 ماهگي

سرخك ، سرخجه ،  اوريون (MMR) نوبت اول

5/1 ماهگي

سه گانه 1 ،فلج اطفال 1 ، هپاتيت ب 2

15 ماهگي

فلج اطفال (يادآور1) سه گانه (يادآور 1)

3 ماهگي

سه گانه 2 ، فلج اطفال 2

4 تا 6 سالگي

فلج اطفال ( ياد آور 2) سه گانه (يادآور 2) MMR نوبت دوم

5/4 ماهگي

سه گانه 3 ، فلج اطفال 3 ، هپاتيت ب 3

14 تا 16 سالگي

دو گانه ويژه بزرگسال

 

توضيحات :

ü      سرماخوردگي يا اسهال مانع از انجام به موقع واكسيناسيون نيست

ü   واكسن هاي كزاز تزريق شده به صورت ثلاث ، توام خردسال ، توام بزرگسال يا كزاز تنها كه در طول عمر تزريق شده باشد در بررسي واكسيناسيون به حساب مي آيد و يادآور آن ده سال پس از آخرين تزريق خواهد بود.

بيماري سل يا توبركلوزيس

اين بيماري از زمانهاي بسيار قديم وجود داشته ، جراحاتي كه در استخوانهاي اجساد موميايي مصريان قديم مشاهده شده ثابت مي كند كه اين بيماري بيش از دو هزار سال قبل وجود داشته است . اما تا اوائل قرن نوزدهم آنرا با بيماريهاي مختلف اشتباه مي‌كردند. عده اي از مولفان قديم سل را بيماري واگيردار مي دانستند و عده اي ديگر آنرا نوعي تومور بدخيم غير عفوني مي پنداشتند و بالاخره در سال 1882 بوم گارتن در بافتهاي آلوده مشاهده و در همان سال رابرت كخ ، با تهيه گسترشهايي از بافتهاي مبتلا و رنگ آميزي آن موفق گرديد ميكروب سل را مشاهده نمايد و آخرين گزارش خود را در سال 1884 انتشار داد.

ميكروب سل : سه گونه ميكروب (باسيل) سل بعنوان عامل بيماري در حيوانات خونگرم شناخته شده اند كه گونه سل انساني و گاوي و مرغي مي باشند. گونه هاي سل پستانداران (انساني و گاوي) خيلي به يكديگر نزديك هستند و اختلافشان بيشتر از نظر سرم شناسي است ، گونه مرغي از جهات مختلف با دو گونه (انساني و گاوي) ديگر تفاوت دارد و بخوبي قابل تمايز است. بايد دانست مثلاَ گونه سل گاوي ممكن است از انسان يا گربه جدا شود و يا گونه انساني موجب سل در سگ و خوك مي گردد و يا گونه مرغي ايجاد اختلالات آنتي ژنتيكي در گاو و گوسفند نمايد. دو گونه ميكروب سل در ماهيان پرورشي و استخواني شناسايي شده كه از نظر بهداشت عمومي و ايجاد حساسيت در نزد آكواريومداران و كاركنان پرورش ماهي مورد توجه است.

سل گاوي: از نظر ميزان اشاعه و اهميت اقتصادي و بهداشتي مهمترين سل دامي است كه در بيشتر كشورهاي جهان كم و بيش وجود دارد و ميزان گسترش آن بر حسب:

1- وضع دامپروري     2- نژاد گاو   3- اجراي مقررات بهداشتي متفاوت است.

اهميت بيماري در نژادهاي شيري بيشتر از نژادهاي گوشتي است معمولاَ نگهداري گاوان در زمستان در اصطبلهاي بسته، تاريك، نمور شيوع بيماري بيش از نگهداري گاوهايي است كه در چراگاه پرورش مي يابند.

سير بيماري در دام طولاني بوده و در دامهاي جوان علائم بيماري كمتر ديده مي شود.

اسب و گوسفند بندرت به اين بيماري مبتلا مي شوند و حساسيت بز نسبت به اسب و گوسفند بيشتر است.

گوشتخواران مقاومت زيادتري در برابر سل دارند ولي در عين حال در اثر خوردن مواد آلوده و يا در نتيجه مجاورت با افراد و يا دامهاي مسلول ممكن است به آن مبتلا گردند.

پرندگان در شرايط طبيعي به اين بيماري دچار مي شوند، معمولاَ مرغهاي تخمگذار بيشتر يك سال بيشتر دچار مي شوند.

در گاو ايجاد سل عمومي و پيشرونده اي مي نمايد.

در اسب ايجاد سل عمومي مي كند.

در گوسفند و بز گونه گاوي سل عمومي ايجاد مي كند ولي بطور كلي سل در اين دامها بندرت ديده مي شود.

در سگ سل عمومي بوجود مي آورد ولي در اين حيوان سل گاوي به اندازه سل انساني شايع نيست.

در گربه ايجاد سل عمومي مي كند و بطور كلي سل در اين دامها بيشتر مربوط به گونه گاوي است.

در جوندگان سل عمومي ايجاد مي كند.

گونه سل گاوي براي پرندگان بيماريزا نمي باشد اما حاملهاي انتقال بيماري مي باشند.

در انسان بويژه در كودكان گونه سل گاوي سل پيشرونده بوجود مي آورد كه بيشتر عقده هاي لنفاوي و يا اندامهاي گوارشي و استخوانها را فرا مي گيرد.

مقاومت ميكروب(باسيل) سل و طرز انتقال بيماري

-   باسيل سل هاگ ندارد

-   در برابر حرارت مقاومت زيادي نمي كند

-   در اثر پاستوريزاسيون از بين مي رود.

-    مقاومت ميكروب در برابر خشك شدن محيط نسبتاَ زياد است.

-    در مقابل نور مستقيم خورشيد به سهولت از بين مي رود.

-    در برابر بيشتر موارد ضدعفوني كننده و مقاومتي بيش از ساير باكتريهاي فاقد هاگ از خود بروز مي دهد.

-    باسيل سل در زمينهاي مرطوب ، فضولات و بستر حيوانات ممكن است مدت زيادي زنده بماند در گل و لاي و در باغ وحش بيش از 7 ماه مقاومت مي كند.

-    نسبت به سرما مقاوم است در گوشتهاي يخ زده بمدت يك سال در 50- درجه سانتيگراد تغييري در خصوصيات باكتري مشاهده است

-    در شير محتوي باسيل سل در 8- تا 20- بمدت 2 سال و 8 ماه بدون تغيير يافت شد.

-    در بافتهاي عفوني شده تا مدت 18 روز در آب نمك ميكروب را زنده نگاه ميدارد.

-    درجه حرارت مناسب براي رشد گونه باسيل سل انساني و گاوي 37- 38 مي باشد.

-     باسيل سل در حرارت 75، 10 دقيقه و 95 يك دقيقه مقاومت مي كند.

-     باسيل سل تا چند سال در بيماران فوت شده و در لاشه حيوانات زنده باقي مي ماند.

-     بسياري از مواد ضدعفوني كننده قوي اثر چنداني بروي اين ميكرو ارگانيسم ندارد.

-      الكل يك ماده ضد عفوني كننده اثر بخش بر روي اين ميكرو ارگانيسم مي باشد.

-      سوزاندن مواد زائد اصطبل اثر مناسبي دارد.

-     دامها و افراد مسلول مهمترين منبع انتشار بيماري مي باشند.

-      بيماري سل در بيشتر اوقات بطور مستقيم انتقال مي يابد.

-    نگهداري دامهاي مسلول و سالم در يك مكان بويژه اگر محيط كثيف و كم نور باشد همواره با بروز بيماري در تعداد زيادي از حيوانات سالم همراه خواهد بود.

راههاي ورود ميكروب به بدن

1- دستگاه تنفس      2- گوارش      3- خراشهاي پوستي      4- از راه رحم

دستگاه تنفس:

*در انسان و گاو عادي ترين راه دخول ميكروب دستگاه تنفس مي باشد.

عامل بيماري در اثر سرفه و همراه با قطرات اخلاط به خارج پرتاب مي شود و هواي مجاور خود را آلوده و بدين ترتيب تنفس آنرا براي اطرافيان خطرناك مي سازد.

* در دامهاي شيرخوار ممكن است ميكروب سل همراه با شير وارد بدن حيوان گردد و حيوانات را مبتلا سازد

گوارشي: در پرندگان همواره از راه دستگاه گوارش صورت ميگيرد در نتيجه برچيدن دانه ها و يا مواد غذايي آلوده به اين بيماري دچار مي شوند. به اين جهت آثار سل پرندگان بيشتر بصورت روده و يا دانه سلي در طحال ديده مي شود.

پوستي: ورود ميكروب سل از راه زخمهاي جلدي و ايجاد سل پوستي كه انسان معمولاَ لوپوس خوانده ميشود كه در دامها بسيار كمياب است.

رحمي: دامهايي كه مبتلا به سل رحمي مي باشند ممكن است جراحات سلي در جفت آنها ايجاد مي شود و ميكروب سل از راه خون جنين را آلوده سازد در اين صورت نوزاد پس از تولد در نتيجه سل عمومي بزودي تلف خواهد شد.

پيشگيري و مبارزه

پيشگيري و مبارزه انساني شامل : پاستوريزاسيون شير- واكسيناسيون افراد با واكسن b-c-g  كنترل و ريشه كني سل گاوي كه سياست مبارزه با سل گاوي در دامپزشكي مي باشد.

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت 21:44  توسط مهران | 
در اين روش اكسيژن اكسيد آهن ، در دماي زير نقطه ذوب بين 950-750 در جه سانتيگراد توسط گاز احيا كننده CO،H2گرفته مي شود اين عمل در رآكتور احيا انجام شده و محصول توليدي به صورت جامد ميباشد كه آهن اسفنجي يا DRI نام دارد . دلايل استفاده از روش احيا مستقيم در ايران: 1- منابع محدود زغال سنگ 2- وجود گاز طبيعي فراوان 3- معادن نسبتا مناسب سنگ آهن در سال 1978 كوره هاي قوس الكتريكي طراحي شد اين كوره ها مي توانند به هر ميزان بار جامد را ذوب كنند اين موضوع فكر استفاده از روش احيا مستقيم را قوت بخشيد. تكنولوژي توليد آهن به روش احيا مستقيم: توليد آهن به روش احيا مستقيم به سه صورت انجام مي‌شود : الف) روش H.Y.L از نام اولين كمپاني سازنده مكزيكي بنام HYSA گرفته شده است و اولين واحد صنعتي آن در مكزيك با ظرفيت 75 هزار تن ساخته شد كه از اين روش استقبال خوبي بعمل نيامد اساس كار در اين روش استفاده از گاز احيا كننده حاصل از تغيير فرم گاز طبيعي به بخار آب و استفاده از آن در راكتور ساكن مي باشد ب) روش پروفر: كمپاني آهن آلماني مي باشد كه اين روش نيز مور استقبال قرار نگرفت و تنها كمتر از 10% توليد آهن به روش احيا مستقيم از اين شيوه بدست مي آيد. ج) روش ميدركس : اين كمپاني آمريكايي بوده و اساس كار اين روش ، احيا با گاز در يك رآكتور تنوره اي يا بيشتر متحرك بوده و از قسمت تشكيل مي گردد: 1- ناحيه بالاي رآكتور يا ناحيه احيا 2- ناحيه پايين رآكتور يا ناحيه خنك كردن در روش ميدركس سنگ معدن را در واحدهايي بنام گندله سازي كه در كارخانه احداث گرديده خرد ميكنند و آنها را به صورت قطعات كوچكي(گندله هايي) به قطر 15 تا 10 ميلي متر در مي‌آورند و سپس آنها را وارد كوره كرده به كمك گاز متان و كاتاليزورهايي كه در قسمت رفورمر وجود دارد ذوب مي كنند تا DRI ( آهن اسفنجي) بدست‌ آيد عيب اين روش در اينست كه رآكتور احيا و رفورمر در ارتباط با يكديگر هستند و اگر مشكلي پيش آيد مثلا گوگرد در راكتور احيا توليد شده باشد به رفورمر رفته و باعث خراب شدن كاتاليزور خواهد شد حسن اين روش اينست كه از گاز خروجي راكتور احيا در رفورمر استفاده مي شود ويژگيهاي روش ميدركس: 1- استفاده از گاز راكتور تنوره اي با بستر متحرك 2- استفاده از گاز خروجي راكتور احيا براي تغيير فرم گاز طبيعي 3- كار در فشار پايين 4- بار دهي سرد 5- مصرف انرژي پايين 6- مشكلات محدوديت گوگرد 7- مي‌توانيم از آهن قراضه و DRIاستفاده كنيم 8- در روش ميدركس اساس كار به اين شكل است كه تغيير فرم گاز طبيعي با استفاده از دو سوم گاز خروجي از راكتور احيا انجام مي شود و در راكتور با بستر متحرك مي باشد
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 14:14  توسط مهران | 
در اين روش اكسيژن اكسيد آهن ، در دماي زير نقطه ذوب بين 950-750 در جه سانتيگراد توسط گاز احيا كننده CO،H2گرفته مي شود اين عمل در رآكتور احيا انجام شده و محصول توليدي به صورت جامد ميباشد كه آهن اسفنجي يا DRI نام دارد . دلايل استفاده از روش احيا مستقيم در ايران: 1- منابع محدود زغال سنگ 2- وجود گاز طبيعي فراوان 3- معادن نسبتا مناسب سنگ آهن در سال 1978 كوره هاي قوس الكتريكي طراحي شد اين كوره ها مي توانند به هر ميزان بار جامد را ذوب كنند اين موضوع فكر استفاده از روش احيا مستقيم را قوت بخشيد. تكنولوژي توليد آهن به روش احيا مستقيم: توليد آهن به روش احيا مستقيم به سه صورت انجام مي‌شود : الف) روش H.Y.L از نام اولين كمپاني سازنده مكزيكي بنام HYSA گرفته شده است و اولين واحد صنعتي آن در مكزيك با ظرفيت 75 هزار تن ساخته شد كه از اين روش استقبال خوبي بعمل نيامد اساس كار در اين روش استفاده از گاز احيا كننده حاصل از تغيير فرم گاز طبيعي به بخار آب و استفاده از آن در راكتور ساكن مي باشد ب) روش پروفر: كمپاني آهن آلماني مي باشد كه اين روش نيز مور استقبال قرار نگرفت و تنها كمتر از 10% توليد آهن به روش احيا مستقيم از اين شيوه بدست مي آيد. ج) روش ميدركس : اين كمپاني آمريكايي بوده و اساس كار اين روش ، احيا با گاز در يك رآكتور تنوره اي يا بيشتر متحرك بوده و از قسمت تشكيل مي گردد: 1- ناحيه بالاي رآكتور يا ناحيه احيا 2- ناحيه پايين رآكتور يا ناحيه خنك كردن در روش ميدركس سنگ معدن را در واحدهايي بنام گندله سازي كه در كارخانه احداث گرديده خرد ميكنند و آنها را به صورت قطعات كوچكي(گندله هايي) به قطر 15 تا 10 ميلي متر در مي‌آورند و سپس آنها را وارد كوره كرده به كمك گاز متان و كاتاليزورهايي كه در قسمت رفورمر وجود دارد ذوب مي كنند تا DRI ( آهن اسفنجي) بدست‌ آيد عيب اين روش در اينست كه رآكتور احيا و رفورمر در ارتباط با يكديگر هستند و اگر مشكلي پيش آيد مثلا گوگرد در راكتور احيا توليد شده باشد به رفورمر رفته و باعث خراب شدن كاتاليزور خواهد شد حسن اين روش اينست كه از گاز خروجي راكتور احيا در رفورمر استفاده مي شود ويژگيهاي روش ميدركس: 1- استفاده از گاز راكتور تنوره اي با بستر متحرك 2- استفاده از گاز خروجي راكتور احيا براي تغيير فرم گاز طبيعي 3- كار در فشار پايين 4- بار دهي سرد 5- مصرف انرژي پايين 6- مشكلات محدوديت گوگرد 7- مي‌توانيم از آهن قراضه و DRIاستفاده كنيم 8- در روش ميدركس اساس كار به اين شكل است كه تغيير فرم گاز طبيعي با استفاده از دو سوم گاز خروجي از راكتور احيا انجام مي شود و در راكتور با بستر متحرك مي باشد
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 14:8  توسط مهران | 

    تعريف سيستم :

تعاريف زيادي براي سيستم ارائه شده است که يکي از دلايل اين تنوع ، ديدگاه و نوع سيستمهاي مورد مطالعه توسط ارائه کننده تعريف است .

1.      سيستم ، مجموعه اي از اجزاء است که در يک رابطه منظم با يکديگر فعاليت مي کنند .

2.      سيستم ، مجموعه اي از اجزاء مرتبط است که در راستاي دستيابي به مأموريت خاصي ، نوع و نحوه ارتباط بين آنها بوجود آمده باشد .

3.      سيستم ، مجموعه اي است از متغيرها که بوسيله يک ناظر (Observer) انتخاب شده اند . اين متغيرها ممکن است اجزاء يک ماشين پيچيده ، يک ارگانيسم يا يک موسسه اجتماعي باشند .

طبق تعريف فوق که توسط اشبي در سال 1960 ارائه شده ، سه موضوع متفاوت وجود دارد :

·        يک واقعيت (شئ مشاهده شده )

·        يک برداشت (درک) از واقعيت

·        يک بيان (نمايش) از برداشت صورت گرفته

اشبي ، اولي را Machine  ، دومي را System و سومي را Model مي ناميد .

4.      سيستم ، بخشي از جهان واقعي است که ما انتخاب و آنرا در ذهن خود به منظور در نظر گرفتن و بحث و بررسي تغييرات مختلفي که تحت شرايط متفاوت ممکن است در آن رخ دهد ، از بقيه جهان جدا مي کنيم . ( اين تعريف از J.W. Gibbs  است)

5.      تعريف راسل ايکاف از سيستم :

سيستم مجموعه اي از دو يا چند عنصر(element) است که سه شرط زير را داشته باشد :

·        هر عنصر سيستم بر رفتار و يا ويژگيهاي کل(whole) سيستم ، موثر است .

به عنوان مثال رفتار اجزايي از بدن انسان مثل قلب و مغز و شش مي توانند عملکرد و ويژگيهاي بدن انسان را به عنوان يک کل تحت تاثير قرار دهند .

·        بين عناصر سيستم از نظر رفتاري و نوع تاثير بر کل سيستم ، وابستگي متقابل وجود دارد .

يعني نحوه رفتار هر عنصر و نيز نحوه تاثير هر عنصر بر کل سيستم ، بستگي به چگونگي رفتار حداقل يک عنصر ديگر از سيستم دارد . به عنوان مثال در بدن انسان ، نحوه رفتار چشم بستگي به نحوه رفتار مغز دارد .

·        هر زير مجموعه اي از عناصر تشکيل شود ، بر رفتار کل سيستم موثر است و اين تاثير بستگي به حداقل يک زير مجموعه ديگر از سيستم دارد . به عبارت ديگر اجزاي يک سيستم چنان به هم مرتبط اند که هيچ زير گروه مستقلي از آنها نمي توان تشکيل داد .

تعريف فوق ، يکي از تعاريف عميق و دقيق سيستم است که درک آن نياز به تعمق دارد . نتايجي که از تعريف فوق در مورد سيستم مي توان گرفت :

1.      هر سيستم ، يک کل است که نمي توان آنرا به اجزاء مستقل تقسيم نمود .

2.      هر جزء سيستم ، ويژگيهايي دارد که اگر از سيستم جدا شود ، آنها را از دست مي دهد . به عنوان مثال چشم به عنوان جزئي از سيستم بدن انسان ، اگر از بدن جدا باشد ، نخواهد ديد .

3.      هر سيستم ، ويژگيهايي دارد که در هيچ يک از اجزاء ، بطور مستقل وجود ندارد . به عنوان مثال ، انسان به عنوان يک سيستم مي تواند بخواند و بنويسد که هيچ يک از اجزاء بدن ، به تنهايي قادر به اين کار نيستند .

4.      وقتي سيستم به اجزاء مستقلي تقسيم شود ، برخي از ويژگيهاي ضروري خود را از دست مي دهد .

5.      اگر اجزاء يک موجوديت (entity) با يکديگر تعامل نداشته باشند ، تشکيل يک مجموعه مي دهند نه يک سيستم . به عبارت ديگر ، مشخصه مهم يک سيستم ، تعامل و ارتباط است و ويژگيهاي اصلي سيستم از تعامل اجزاء بدست مي آيد نه از رفتار مستقل اجزاء . به عنوان مثال اگر قطعات يک خودرو را به صورت منفک در يک مکان کنار يکديگر قرار دهيم ، تشکيل خودرو نخواهند داد .

ü    بازخور( Feedback )

بازخور يا پس خوراند يکي از مکانيسمهايي است که در اغلب سيستمها به گونه اي موجود است . ترموستاتها ساده ترين دستگاههاي مکانيکي هستند که با مکانيسم بازخور عمل مي کنند . ترموستاتها با افزايش يا کاهش دما ، اقدام به قطع يا وصل دستگاه مي کنند . برخي موشکهاي رها شده از هواپيما از طريق بازدريافت برخورد امواج رادار  مسير خود را اصلاح مي کنند . در سيستمهاي طبيعي نيز نظام بازخور وجود دارد . موجودات زنده با دريافت نشانه هاي هشدار ، رفتار خود را تغيير مي دهند . رابطه يک ارگانيسم زنده و محيط آن ارتباطي دوجانبه و مبتني بر اصل بازخور است. يک ارگانيسم زنده بر روي محيط خودش تاثير مي گذارد . مکانيسم بازخور معمولا با مکانيسم کنترل همراه است . راننده اي که هدايت يک اتومبيل را برعهده دارد ، اطلاعاتي را از طريق حواس خويش از مسير دريافت و با آن اطلاعات اتومبيل را کنترل مي کند . بازخوردهايي که راننده پيوسته از محيط مي گيرد ، او را در تصميم هايش قبل از پيچاندن فرمان ، کم يا زياد کردن سرعت و ترمز بموقع و ... ياري مي دهد . 

تعريفي ديگر از بازخور : بازخور ، فرايندي است که طي آن يک سيگنال ، از زنجيره اي از روابط علي عبور کرده تا اينکه مجددا بر خودش تاثير بگذارد . با توجه به نوع تاثير مجدد ، دو نوع بازخور وجود دارد :

بازخور مثبت : افزايش (کاهش) يک متغير ، نهايتا موجب افزايش (کاهش) بيشتر آن متغير مي شود .

بازخور منفي : افزايش (کاهش) در يک متغير ، نهايتا موجب کاهش (افزايش ) آن متغير مي گردد .

مثال : يک تغيير در دماي اتاق در اثر حمله هواي سرد را در نظر بگيريد . اين کاهش ممکن است منجر به فعاليت هاي مختلفي شود . مثلا افراد حاضر در اتاق لباس گرم بپوشند يا به اتاق گرم تر بروند يا ترموستات ، بخاري را روشن نمايد . فعاليت بخاري ممکن است موجب وقوع خيلي چيزها شود . مثلا سطح سوخت مخزن بخاري پايين بيايد و موجب خريد سوخت در آينده شود . يا موجب پوسيدگي و گسستگي کوره و تعمير آن در آينده گردد . اما هيچ يک از اينها تاثير بازخور روي دماي اتاق ندارند . فعاليت مهم کوره از ديد ما (به عنوان تحليل گر دماي اتاق) تشعشع گرما در اتاق است که موجب افزايش دماي اتاق مي گردد . يعني يک کاهش در دماي اتاق ، نهايتا موجب  افزايش در دماي اتاق شد .

ü    محيط سيستم ( System Environment )

محيط سيستم را عواملي تشکيل مي دهد که در خارج از سيستم قرار مي گيرند . شناسايي محيط و عوامل محيطي معمولا به سادگي انجام نمي گيرد . زيرا مرز سيستم با محيط ، مرزهاي ظاهري آن نيست . طبق تعريف چرچمن ، محيط ، عوامل و اشيايي را شامل مي شود که در رابطه خود با سيستم موثر و غير قابل تغييرند . او به مديران توصيه مي کند در رابطه با شناسايي عوامل محيطي دو سوال مطرح کنند : اول اينکه ، آيا عامل مورد نظر سيستم را متاثر مي سازد يا خير ؟ اگر پاسخ اين سوال مثبت باشد ، سوال دوم را بدين سان مطرح مي سازد : آيا سيستم قادر به تغيير آن عامل است ؟ بعبارت ديگر مي تواند آن محدوديت يا مانع را از پيش پاي فعاليت هاي خود بردارد ؟ در صورتي که پاسخ سوال دوم منفي باشد ، آن عامل ، يک عامل محيطي است .

تعريف محيط بستگي به ناظر و منظور دارد . به عنوان مثال ، يک خانه ، براي يک معمار با تمام اجزاء ، يک سيستم است . ولي براي مهندس مکانيک ، سيستم حرارتي ، يک سيستم و خانه محيط آن است . براي يک روانشناس ، سيستم حرارتي و برقي ، نامربوط هستند ( جزئي از سيستم و محيط آن ، نيستند . )

ü    سيستم بسته ( Closed System )

سيستمي است که محيط ندارد . به عبارت ديگر ، سيستمي است که هيچ تعاملي با هيچ عنصر خارجي ندارد .

ü    حالت سيستم (State of a System  )

مجموعه ويژگيهاي يک سيستم را در هر لحظه از زمان ، حالت سيستم در آن لحظه گويند .

ü    سيستم ايستا

سيستمي است که يک حالت بيشتر ندارد . هيچ رويدادي در آن رخ نمي دهد .

ü    سيستم ديناميک

سيستمي است که حالت آن در طول زمان تغيير کند . در اين سيستم رويداد وجود دارد . ديناميک يا استاتيک بودن يک سيستم بستگي به ناظر و منظور دارد . به عنوان مثال يک سازه فلزي ممکن است از ديد ما استاتيک و از ديد يک مهندس سازه ، ديناميک باشد .

ü    سيستم هومواستاتيک (Homeostatic System )

يک سيستم استاتيک است که عناصر و محيط آن ديناميک باشند . اين نوع سيستمها در برابر تغييراتي که در محيط آنها بوجود آيد و نيز در برابر اختلال هايي که از درون بر آنها وارد آيد ، واکنش نشان داده و اين واکنش در برابر خنثي سازي تغيير است . به عنوان مثال يک ساختمان را در نظر بگيريد که دماي درون خود را در برابر تغيير دماي محيط ثابت نگه مي دارد . بدن انسان نيز که سعي مي کند دماي دروني خود را در ميزان مشخصي ثابت نگه دارد ، از اين ديدگاه يک سيستم هومواستاتيک است

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 8:48  توسط مهران | 

 

این وبلاگ به صورت تخصصی به آموزش مطالب حرفه و فن می پردازد

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم خرداد 1386ساعت 21:7  توسط مهران |